|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
به فرمان امیرکبیر، وزیر مشهور دودمان قاجار (سدهی
۱۸
تا ۲۰ میلادی)، که لباس نظامی را در ارتش ایران
رواج داد، این لباسها باید بر طبق رسوم تنپوشهای ایرانی تهیه میشد
و دکمههای آن باید مزین به نشان شیر و خورشید میبود. در همان زمان،
رنگها و چیدمان پرچم ملی ایران مشخص شده بود؛ سه نوار افقی رنگی به
رنگهای سرخ، سپید، و سبز و در میانهی آن شیر و خورشید قرار داشت. در
دوران سلطنت پهلوی (۱۹۲۵ تا ۱۹۷۹
میلادی)، که در طول قرن بیستم تلاش بسیاری کرد که ایرانیان را با تاریخ
خویش آشنا کند، نیز از همین پرچم استفاده شد و نشان شیر و خورشید بر
فراز تمام ساختمانهای دولتی نقش بست. با وجود این که این نشان در
کوران دیگرگونی دودمانها و سلسلهها پابرجا مانده بود، در سال
۱۹۷۹ میلادی و توسط جمهوری
اسلامی نمادی شمرده شد که بیشتر نمایندهی پادشاهی و سلطنت است و در
نتیجه برچیده شد. اکنون اما، به نظر میرسد که این نماد، خصوصا در میان
آثار هنرمندان معاصر ایران، هنوز پابرجاست. دیدگاهی معاصر که بر دنیا
گشوده است، علاقمندی به اجزای تاریخی فرهنگ خود را کنار نمیگذارد. |
|
|
|
نماد ایرانی شیر و خورشید
|
|
آلیس بمباردیه
|
|
نماد شیر
و خورشید از دیرباز نشان ملی ایران بوده است. این نماد در گذشتهی
اسطورهای این کشور ریشه دارد و در طول اعصار بهعنوان بنیان هویت ایران
توسط بسیاری از شاعران ستایش شده است. ایرانیها غالبا ابیاتی از مولانا
جلالالدین رومی را نقل میکنند. برای ایشان «پرچم شیر» به ضربالمثلی
تبدیل شده است؛ «ما همه شیریم شیران علم/حملهماناز باد باشد دمبدم».
ریشهی تصویر شیر و خورشید ریشههایی دارد که به زمانی بسیار پیشتر از ظهور
دین زرتشت (سدهی ششم یا هفتم پیش از میلاد مسیح) بازمیگردند. این ریشهها
از میترائیسم که سرچشمههای آن تا هزارهی دوم پیش از میلاد مسیح
پیگیری شده است، باز میگردند. "میترائیسم ایرانی" را باید از آیینهای
رمزی میترائیسم حوزهی مدیترانه که توسط امپراطوری مقدس روم برگزار
میشد، جدا دانست. این آیین در ایران بهعنوان کهنترین دینی که تا کنون
شناخته شده است، دانسته میشود. در ناحیهی فرهنگی هند و ایران، ربالنوعی
با قیافه شناسی خورشید گون به کیش میترائیسم اختصاص داشت که هدفش آزاد
کردن بشریت از شر گاومیش، که نماد بیاخلاقی است، بود. در بدو این کشاکش،
خدا به شکل شیر تصویر میشد که نمادی روشن و خورشیدگون و تجسم شهامت،
قدرت، حکمت و عدالت بود. کاوشهای باستانشناسی در ایران، دیوارنوشتههایی
را آشکار کرده است که این نبرد اسطورهای را به تصویر کشیدهاند؛ مبارزهی
شیر با گاومیش یا خورشیدی که بر پشت شیری نشسته است در بخشهایی از
تختجمشید، پایتخت هخامنشیان (سدهی چهارم تا ششم پیش از میلاد)، یافت
شدهاند. بلعیده شدن گاومیش توسط شیر در اصل ثنویت بنیادین موجود در روز و
شب و تابستان و زمستان را به نمایش میگذارد. این جانور[ شیر] نه تنها نماد
بازگشت خورشید، بلکه نشانی عمومی برای هرگونه احیا و بازگشت است و به شیر،
به تنهایی، بهعنوان نماد تناسخ نگریسته میشد. بازنمودهای بسیار دیگری از
شیر یا خورشید در میراث ایرانیان به چشم میخورد. بهعنوان مثال، در غرب
ایران، در همدان، شیر سنگی بزرگی که از دوران اسکندر مقدونی بر جای مانده
است در مکانی در جنوب شهر همدان قرار گرفته است و ساکنین آن مکان احترام
خاصی برای این مجسمه قایل هستند. تعداد زیادی از سکههای ادوار مختلف
تاریخ، چون دورهی مغولان (سدهی
۱۳
و ۱۴
پس از میلاد) و پادشاهی صفویان (سدهی
۱۶
تا ۱۸
پس از میلاد)، با نشانی از شیر و خورشید ضرب شدهاند. بسیاری از سلسلههایی
که در ایران به قدرت رسیدند – حتی پس از ظهور اسلام و تاکید بیشتر بر نماد
ماه، فراخور شرایط خویش از این نماد درخشان بهعنوان ابزاری برای مشروعیت
بخشیدن به خویش و بیان شکوه اولین امپراطوریهای ایرانی سود بردند. در زمان
پادشاهی شاه عباس کبیر (۱۵۷۱
تا ۱۶۲۹
میلادی)، مهمترین شاه دودمان صفوی، این نماد شهرتی فراوان یافت. آمده است
که شاه که خود در برج اَسد زاده شده بود، فرمان داد که تصویری از این حیوان
بتوارهای را با تاجی از خورشید بر تمام بیرقهای کشور ترسیم و روی تمام
سکهها ضرب کنند. طیّ پادشاهی این دودمان، که بسیار به مذهب شیعه که در آن
زمان آیین رسمی سرزمین محسوب میشد، مومن بود، نماد شیر و خورشید تکامل
یافت؛ از آن زمان شیر به شمشیری مسلح است که شمشیر دودم امام اول شیعیان،
علی بن ابیطالب، شمرده میشود و بر پشت خود خورشید را حمل میکند. |
|
|
|
|
| |
| |
| |
Homepage |
|
Texts |
Artists |
| |
|